به گزارش اطلاعات آنلاین، پرویز پورحسینی تنها بازیگر نبود؛ او تجسم تعهد حرفهای و عشق عمیق به هنر محسوب میشود. پشتکار مثال زدنیاش موجب شد از همان روزهای کودکی که در صحافی با ورقزدن کتابها با دنیای هنر آشنا شد تا سالهایی که پس از از دست دادن پدر در دوازده سالگی، سختی کار را با تحصیل در کلاسهای شبانه اداره هنرهای دراماتیک و پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران در آمیخت، مسیری پربار و پرهزینه را طی کند تا جایگاهی شایسته برای خود در هنر فراهم آورد.
همکاری با کارگردانان نامداری چون پیتر بروک، بهرام بیضایی، علی حاتمی، حمید سمندریان و آربی اوانسیان، کارنامهای درخشان برای او رقم زد. خاطره همکاری او با پیتر بروک در نمایش «اورگاست» و درخشش در نقشهای متفاوتی چون مباشر در فیلم «طلسم» یا پدر در شاهکار «باشو، غریبه کوچک» هیچگاه از یادها نمیرود. سوسن تسلیمی، همکار دیرینهاش، درباره ویژگیهای شخصیتی و هنری او روایتهای تکاندهندهای دارد. تسلیمی درباره نخستین آشناییشان در دانشکده هنرهای زیبا میگوید که پورحسینی از پیش هنرپیشهای شناختهشده، حرفهای و معتبر بوده است. او به یاد میآورد که چگونه پیتر بروک پس از دیدن بازی پورحسینی در نمایش سنگواره، بارها به اطرافیانش گفته بود: «اون درخشانه! چه بازیگر درخشانی!» تسلیمی همچنین درباره منش اخلاقی او بیان میکند: «پرویز با آنکه هنرپیشه حرفهای بود و در صحنههای زیادی بازی کرده بود، بسیار متواضع بود.» این همکار قدیمی اضافه میکند که پورحسینی بههیچوجه به دنبال شهرت، منیت یا پولدرآوردن از تئاتر نبوده و دقت بینظیرش روی صحنه برای دیگران منبع الهام بوده است: «پرویز مبرا بود از این قضایا. دوست نزدیک خانوادگی ما بود ولی یک بار هم نشنیدم که پشت سر کسی بد بگوید. واقعاً آقا بود.» تسلیمی همچنین او را چهرهایسنگی با درونی پر از احساس توصیف میکند که غلوهای معمول بازیگری را نداشت و در فیلمهایی چون «باشو، غریبه کوچک» بهترین انتخاب برای ایفای نقش پدر بود.
پورحسینی نیز در یکی از آخرین گفتوگوهای خود در دوران همهگیری کرونا، از رنجها و دلتنگیهایش سخن گفته بود. او توضیح داده بود که به خاطر مراقبت از مادر بیش از ۹۰ سالهاش و آسیبپذیری او، با کسی معاشرت ندارد و افزود: «به خاطر شرایط کرونا از بسیاری امور غافل شدهایم؛ روزمرگی، تلاش برای زنده ماندن در این شرایط نابسامان است.» او همچنین با ابراز تأسف از اینکه شرایط روزگار اجازه نداده است به آرزوی دیرینهاش یعنی پرداختن بیشتر به تئاتر جامه عمل بپوشاند، از نقشآفرینیهای محبوبش یاد کرده و گفته بود در تئاتر عاشق نقش راسکولنیکوف در نمایش «جنایت و مکافات» بوده و در سینما با فیلمهایی چون «باشو غریبه کوچک»، «ایستگاه»، «طلسم» و «قاتل اهلی» ارتباط عمیقتری برقرار کرده است.
این هنرمند فقید در بخش پایانی آن مصاحبه، نگاهی تأملبرانگیز به وضعیت روزگار داشت و با اشاره به روز تولد و آرزوهایش چنین بیان کرده بود: «حس میکنم بیشتر مردم روزگار من زندگی موقت دارند. همه منتظرند که به شرایط عادی بازگردند و به زندگی طبیعی بپردازند. امیدوارم به این وضعیت برسند.» اما دریغ که این آرزوی زیبا هرگز محقق نشد؛ نه تنها شرایط روزگار برای او به حالت عادی بازنگشت، بلکه هفتم آذر ۱۳۹۹ در اوج بحران کرونا، چشم بر جهان فروبست و این آرزو دستکم برای خودش و دلسوختگان و دوستدارانش در هالهای از حسرت باقی ماند.